نگذاریم حریمها شکسته شود

1:یادش بخیر اونروزها خانمها که میخواستند صورتشون را بند بیاندازن میرفتند تو پستوی اتاق در پستو رو میبستند هیچ ،محرم خودشون هم  به اتاق راه نمیدادند که عیبه! حالا میشینی تو تاکسی میبینی خانم با چه کلاسی کیف آرایشش رو در میاره و در صدد تبدیل صورت نازیبا به چهره دلربا بر می آید اگه یکم رو داشته باشی و زیر چشمی نگاش کنی نظرت رو هم درباره رنگ روژلبش ازت میپرسه! چرا حرمت حریمها را نگه نمیداریم!

2:جوان تر که بودم خواستم از یکی به دیوان عدالت اداری شکایت کنم و بخیال خودم (پتش را بریزم رو آب) تا جواب شکایت اونو علیه خودم داده باشم بابام گفتم ول کن ((چو توش هم ور نکن))  یه مدت تو باید به مردم جواب بدی که چه کردی که  شکایتت کرده و یه مدت اون علیه تو صحبت میکنه که فلانی و بهمان ! این میان چیزی که خیلی ها ازش خبر نداشتند علنی میشه و حریمی برای دفاع برای هیچ کدومتون نمی مونه!

3:یه زمانی اسم مواد مخدر و معتاد رو با احتیاط میبردند آمار معتادا هم کم میدادند تا همچنان مطرود جامعه باشند و قبح این کارشون شکسته نشه و بنوعی حرمتی نگه داشته بشه ولی الان اینقدر تو هر کوی و برزن تابلو زدن (کلینیک ترک اعتیاد،مرکز بازپروری) که هوس میکنی یه مدت وارد دنیای معتادا بشی بعدش بری ترک اعتیاد!

4:اونروزها روسپیگری رو فقط در داستانهای خارجی میخواندیم ولی  وقتی الان مسئولی پشت تریبون عمومی میگوید:((متوسط زمانی که یک روسپی کنار خیابان منتظرمشتری می ماندکمتر از  پنج دقیقه است!)) نمیدانم حریمی  می ماند یا نه؟!

/ 0 نظر / 7 بازدید